تبلیغات
 پرنیان پاییزی
گاهی؛

دلم می خواهد

بگذارم بروم 

بی هرچه آشنا...

گوشه ی دوری گمنام

حوالیِ جایی بی اسم.

گاهی واقعا خیال می کنم 

روی دست خداوند مانده ام

خسته اش کرده ام...

#سید_علی_صالحی


تاریخ : سه شنبه 12 تیر 1397 | 11:40 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات


دوستت دارم

 به حدی که اگر باشی

 برای تمـام لحظه هایت

 فرشی از عشـق پهن میکنم

 تا تـــو عاشقانه قدم بزنی

 و من‌‌ عاشقانه نگاهت را بدزدم....



تاریخ : دوشنبه 11 تیر 1397 | 11:22 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات

فکرش را بکن


من خانوم خانه ای باشم


که شب وقتی تو میایی با فنجان چای به استقبال خستگی هایت بیایم


 و تو لبخند از لبت نرود وقتی میگویی امروز چه کرده و چقدر خسته ای..


دست آخر من هم با همان لبخند بگویم تمام خستگی هایت را به جان میخرم جانانم....


من این خانه را


فقط با تو میخواهم


این زندگی را فقط با تو میخواهم


خودخواهی نیست....


حقم را میخواهم ...



تاریخ : دوشنبه 11 تیر 1397 | 11:19 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
بی خیال تمام دلواپسی هایمان 

به موسیقی دلنواز گوش کن
 
فنجانت را سر بکش
 
و بگذار آنقدر حالمان خوب باشد که
 
یادمان برود امروز چند شنبه است...

صبح بخیر ❤️



تاریخ : یکشنبه 10 تیر 1397 | 07:58 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
همرنگ سپیده و سپیدار شوید

مشتاق سلام و مست دیدار شوید

روشن شده چشم آسمان، 

در میزند آفتاب بیدار شوید ..

#صبح_بخیر

تاریخ : شنبه 9 تیر 1397 | 08:55 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
آدمها به دنبال لیاقتشان می روند...

اینکه با چنگ و دندان بخواهید یک نفر را 
نگه دارید و او هیچ تلاشی 
برای ماندن نکند ،

فقط وقتتان را تلف کرده اید..

بگذارید تا جایی که "می مانند" بمانند...

دستشان را باز بگذارید 

اگر کسی نخواست کنارتان باشد

خودتان کفشهایش را جفت کنید 

راه را باز کنید تا بدون شما به زندگی ادامه دهد...
یادتان باشد :

آدم ها

به جایی می روند که لیاقتش را داشته باشند...

#زیور_شیبانی


تاریخ : جمعه 8 تیر 1397 | 03:44 ب.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
و البته باید احتیاط کرد!
در گفتن، بیش از شنیدن.
برای جلب شادی و خوشنودیِ
محبوبی که معشوق نیست،
عشق و عاشقی را نباید به پایش
سر برید.
"دوست دارم" را نباید لقلقه‌ی زبان کرد!
"عاشقت هستم" را نباید
نقل و نبات کرد و بر سر
این و آن پاشید، و بیش از
هر کلمه ای، باید از "همیشه"ها
و "هرگز"ها و "هیچ وقت"ها و
"هیچ کجا"ها پرهیز کرد...
از این "همیشه با تو می مانم"
و "هرگز ترکت نمیکنم" ها،
که "هـ" آغازشان با دو چشمِ حیران
و متعجب، به آدم هایی می نگرد
که مقید به زمان و مکان اند،
اما فراتر از زمان و مکان
وعده می دهند و باور و اعتماد را
به سخره می‌گیرند.

از کتابِ "دالِ دوست داشتن"
#حسین_وحدانی




تاریخ : پنجشنبه 7 تیر 1397 | 03:11 ب.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
«من نمی‌دونم ما آدما چرا سر راه هم قرار می‌گیریم؟ 

چرا اون لحظه‌ای که باید خیلی ساده از کنار هم بگذریم، 

یهو می‌ایستیم و به هم خیره می‌شیم؟ 

چرا وقتی باید بمونیم، 

انقدر تلخ از هم دور می‌شیم؟
 ما خودمون بازی می‌کنیم یا کسی داره ما رو بازی می‌ده؟
 ما مهره‌های کدوم شطرنجیم؟ 
کی داره ماها رو انقدر تلخ بازی می‌کنه؟»

#پویا_جمشیدی


تاریخ : پنجشنبه 7 تیر 1397 | 03:08 ب.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
من با صدایِ نفس کشیدنت هم عاشقی می کنم....

حتی اگر آرام و بی صدا،

خودم را بگذارم در دست‌هات

و بروم...

حتی وقتی از کنارت رد شوم،

برای پرت نشدنِ حواست

بویِ تنت را پُک بزنم...

نه..

تو را با هیچ چیز عوض نمیکنم...

حتی با زندگی..

#عباس_معروفی



تاریخ : پنجشنبه 7 تیر 1397 | 09:29 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
صبح بیا تا كه غزل نوش كنیم 

آواى خوش چکاوكان گوش كنیم 

برخیز كه خورشید طلوع كرد به مهر 

هر نكته به جز عشق فراموش کنیم...

#صبح_بخیر


تاریخ : پنجشنبه 7 تیر 1397 | 09:21 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات

کنار تو چه آرومم، چه آرومی کنار من 
تو چشمای تو آرومه چشای بی‌قرار من 

تو می‌فهمی که خوشحالم، تو می‌فهمی دلم تنگه 
تو می‌دونی که خواب من، کدوم شب‌هاست که بی‌رنگه 

تو مثل آسمون ساده، مث پرواز آزادی 
مث دلبستگی امنی، مث لبخند آبادی 

کنار تو چه آرومم، چه آرومی کنار من 
تو چشمای تو آرومه چشای بی‌قرار من 

یه پروانه‌م که توی باد می‌خوام تو دست تو جا شم 
می‌خوام وقتی که دلگیرم، تو آغوش خودت باشم 

می‌خوام وقتی دلت تنگه غمت رو شونه‌هام باشه 
اگه اشکی تو چشماته، مسیرش گونه‌هام باشه 

کسی جز تو نمی‌تونه من‌و عاشق کنه هم‌درد 
کسی جز من نمی‌تونه تو رو عاشق کنه برگرد 

کنار تو چه آرومم، چه آرومی کنار من 
تو چشمای تو آرومه چشای بی‌قرار من 

دکتر افشین یداللهی





تاریخ : چهارشنبه 6 تیر 1397 | 11:49 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات

مهربانم، 
دیگر نگران تنهایی من نباش.. 
این روزها.. 
دل‌خوش به محبت غریبه‌ای هستم 
و فانوسی که گهگاه تو برایم روشن می‌کنی

 

بیاندیش به بادبادک‌های بر باد رفته
و کوکانی که پشت چراغ‌های قرمز
به جای بادبادک معصومیتشان را به باد می‌دهند...


سمانه گل محمدی



تاریخ : چهارشنبه 6 تیر 1397 | 11:47 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات


چه هوایی

چه طلوعى

جانم…
باید امروز حواسم باشد

که اگر قاصدکی را دیدم

آرزوهایم را

بدهم تا برساند به خدا

به خدایی که خودم می دانم

نه خدایی که برایم از خشم

نه خدایی که برایم از قهر

نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند..

به خدایی که خودم می دانم

به خدایی که دلش پروانه ست

و به مرغان مهاجر هر سال، راه را می گوید

و به باران گفته ست باغها تشنه شدند

و حواسش حتی

به دل نازک شب بو هم هست

كه مبادا که ترک بردارد..

به خدایی که خودم می دانم

چه خدایی، جانم…


سهراب سپهری



تاریخ : چهارشنبه 6 تیر 1397 | 08:39 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
من و خورشید نشستیم و توافق کردیم

صبح را با تپش قلب تو آغاز کنیم...





تاریخ : چهارشنبه 6 تیر 1397 | 08:37 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات


از خواب چو برخیزم

اول تو به یاد آیى…



تاریخ : چهارشنبه 6 تیر 1397 | 08:32 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات

نبض مرا بگیر، نبضم نمی‌زند
انگار مرده‌ام، انگار رفته‌ام
در برزخی که تو
آرام خفته‌ای

با چشم‌های باز، خوابیده‌ای ولی
این بار چشم تو، بیمار و خسته نیست

چشمان باز تو، لبخند می‌زند
اما سکوت تو، حرفی نمی‌زند

بیدار شو بخند، بیدار شو ببین
اشک مرا بشوی، نبض مرا بگیر

نبضم نمی‌زند، انگار مرده‌ام
شاید سکوت تو تنها مقصر است

در این کویر عشق، ما جانمان یکی است
وای این سکوت تلخ، پایان زندگی است

حرفی نمی‌زنی، نبضت نمی‌زند
انگار مرده‌ای، بی‌تاب می‌شوم
فریاد می‌زنم
وای از سکوت تو.. وای از سکوت تو



تاریخ : سه شنبه 5 تیر 1397 | 09:14 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات



تاریخ : سه شنبه 5 تیر 1397 | 09:05 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات

روزی که برای اولین بار
تو را خواهم بوسید
یادت باشد
کار ناتمامی نداشته باشی

یادت باشد
حرف‌های آخرت را
به خودت
و همه
گفته باشی

فکر برگشتن
به روزهای قبل از بوسیدنم را
از سرت بیرون کن

تو
در جاده‌ای بی‌بازگشت قدم می‌گذاری
که شباهتی به خیابان‌های شهر ندارد

با تردید
بی‌تردید
کم می‌آوری..

دکتر افشین یداللهی






تاریخ : سه شنبه 5 تیر 1397 | 09:02 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
فاصله هـا هیچ وقـت دوسـت داشتـن را کمرنـگ نمی کننـد،

بلکـه دلتنگـی را بیشتـر میکنند..

از کتاب شوهر آهو خانم

#علی_محمد_افغانی


تاریخ : دوشنبه 4 تیر 1397 | 12:57 ب.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات

درد اینجاست که درد را نمی شود به کسی حالی کرد ...

#محمود_دولت_آبادی



تاریخ : دوشنبه 4 تیر 1397 | 11:29 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
آرام باش

حوصله کن

آب های زودگذر هیچ فصلی را نخواهند دید…

مهم نیست که مرا

از ملاقات ماه و گفت و گوی باران

بازداشته اند

من برای رسیدن به آرامش

تنها به تکرار اسم تو

بسنده خواهم کرد…

حالا آرام باش

همه چیز درست خواهد شد…

#سید_علی_صالحی


تاریخ : دوشنبه 4 تیر 1397 | 11:24 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
گَه‌گاه‌ به این فکر می کنم

که‌ تو را در میدان‌ِ بزرگ‌ِ شهر شلّاق‌ بزنم‌

تا عکس‌ِ ما دو نفر‌

رویِ صفحه‌ی‌ نخست‌ِ روزنامه‌ها برود

وَ هَر که‌ نمی‌داند تو عشق‌ِ منی‌

با خبر شود

از تجربه‌ کردن‌ِ عشق‌ِ پنهانی‌

از بازی‌ کردن‌ِ نقش‌ِ عاشق‌ِ کلاسیک‌، خسته‌اَم‌

می‌خواهم‌ پرده‌ها را بالا ببرم ‌‌

می خواهم در برابر همه یِ مردم بگویم:

با وجودِ این همه سیاهی‌ِ زمانه‌ی‌ ما

عشق‌ِ من‌ فقط تویی...

نزار قبانی


تاریخ : دوشنبه 4 تیر 1397 | 11:20 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
به شبنمی می ماند آدمی

و عمر چهل روایتش،

به لحظه رویت نور

بر سطح سبز برگی

می لغزد و بر زمین می چکد….

تا باری دیگر

و کی؟

وچگونه؟

وکجا؟…

حسین پناهی


تاریخ : دوشنبه 4 تیر 1397 | 11:10 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
لحظه ها را دریاب

چشم

فردا کور است

نه چراغیست در آن پایان

هر چه از دور نمایانست

شاید آن نقطه نورانی

چشم گرگان بیابانست

فروغ فرخزاد


تاریخ : دوشنبه 4 تیر 1397 | 11:09 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات
من گمان می کردم

دوستی، همچون سروی سرسبز

چارفصلش همه آراستگی ست

من چه میدانستم دل هر کس، دل نیست . . .

#حمید_مصدق


تاریخ : دوشنبه 4 تیر 1397 | 11:07 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات

چه حقیرند مردمی که نه جرأت دوست داشتن دارند

و نه اراده‌ی دوست نداشتن

و نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن..

و مدام شعر عاشقانه می‌خوانند...

 و تراژدی غم‌انگیز انسان این است که آنچه هست، نباید باشد

و آنچه باید باشد،

نیست و همه حرف‌ها همین است و همه‌ی دردها همین جا است..
درد روح این است و این است که: «انسان شقایقی است که با داغ زاده است.» 

#دکتر_شریعتی



تاریخ : دوشنبه 4 تیر 1397 | 11:03 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات

مگذار که عشق ، به عادت دوست  داشتن تبدیل شود..
مگذار که حتی آب دادن گل‌ های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود!..
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست؛

پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن.
تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق.
چگونه می‌شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟
عشق، تن به فراموشی نمی‌سپارد، مگر یک بار برای همیشه.
جام بلور، تنها یک بار می‌شکند.
می‌توان شکسته‌اش را، تکه‌هایش را، نگه داشت؛
اما شکسته‌های جام، آن تکه‌های تیز برنده، دیگر جام نیست.
احتیاط باید کرد.
همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز.
بهانه‌ها، جای حس عاشقانه را خوب می‌گیرند..

نادر ابراهیمی



تاریخ : دوشنبه 4 تیر 1397 | 11:01 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات

صبور بودن عالیترین 

نماد ایمان است،

وخویشتن دارى

عالیترین عبادت

ناكامى به معنى آزمایش 

است،نه شكست..

و نتیجه توکل واعتمادبه

خداوند،آرامش است...



تاریخ : دوشنبه 4 تیر 1397 | 10:57 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات

انعكاسِ نورِ خورشیدِ


اولِ صبح در چشمانت


خوشبختی ام را ترسیم میكند!


چشم باز میكنى؟


علی قاضی نظام



تاریخ : چهارشنبه 9 خرداد 1397 | 09:21 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات

تمامِ اتفاقاتِ روى كره ى زمین ،


دلیل میخواهد جانم ...


از صبح كه چشمانت را باز میكنى


تا شب كه روى هم میگذاریِشان


باید دلیل داشته باشى ...


باور كن باید یك نفر باشد ،


كه زندگى ات را به جریان بیاندازد ...


یك نفر كه حدفاصلِ مبدا و مقصدهایت ،


دلَش برایت هزار راه برود ..


آنها كه یار ندارند


زندگى نمیكنند ،


روزمرگى میكنند ..

#علی_قاضی_نظام



تاریخ : چهارشنبه 9 خرداد 1397 | 09:17 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6