تبلیغات
 پرنیان پاییزی - خوشبختی...
از خدا پرسید : خوشبختی را کجا می‌توان یافت؟

خدا گفت : آن را در خواسته‌هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم

با خود فکر کرد : اگر خانه‌ای بزرگ داشتم بی‌گمان خوشبخت بودم  ، خداوند به او داد

اگر پول فراوان داشتم یقیناً خوشبخت‌ترین مردم بودم ، خداوند به او داد اگر...

 اگر...

و

اگر...

اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود!

از خدا پرسید : حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم

خداوند گفت : باز هم بخواه

گفت : چه بخواهم ؟ هر آنچه را که هست دارم

خدا گفت : بخواه که دوست بداری ،بخواه که دیگران را کمک کنی ، بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی

او دوست داشت و کمک کرد

و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می‌نشیند و نگاه‌های سرشار از سپاس به او لذت می‌بخشد


رو به آسمان کرد و گفت : خدایا خوشبختی اینجاست ، در نگاه و لبخند دیگران ...




تاریخ : یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 | 10:19 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات