تبلیغات
 پرنیان پاییزی - بگو زندگی دست نگهدارد...

میترسم یک روز آنقدر پیشرفت کنیم که خودمان از زندگی متنفر شویم!

مثلا فکر کن مینویسی دوستت دارم و مینویسد من بیشتر..

بعد تلفنِ همراه خیلی هوشمند و دلسوزت میگوید: دروغ بود باور نکن همین الان به فلانی هم همین را گفت!

زنگ میزنی رد تماس میزند و مینویسد سر کلاس هستم و یا هرچیزِ معقولِ دیگری که رد تماس را روا بداند. بعد همان خیلی هوشمند میگوید پیشِ فلانی ست باور نکن.‌‌‌‌..

یا همین آنلاین ها و تایپینگ ها!

فکر کن بنویسد در حال گفت و گو با فلانی... نمیدانم‌‌.‌‌.. از این حرص درار ها!

حسِ خوبی نیست...

اگر به این قسمت از زندگی رسیدیم

بگو دست نگه دارند...

از آنجا به بعد دیگر دردِ بی درمان میشود!

بلا به دور...



تاریخ : شنبه 13 آذر 1395 | 12:28 ق.ظ | نویسنده : پرنیان نیک اندیش | نظرات